پیشنهاد قطر؛ آخرین فرصت دیپلماسی؟

تهدیدات جدید ترامپ علیه ایران که تازگی ندارد اما پیشتازی نتانیاهو در انتخابات اسرائیل نیز تهدید تازه‌ای برای تهران است.

پیشنهاد قطر؛ آخرین فرصت دیپلماسی؟
پایگاه خبری تحلیلی رستانیوز:

اقتصاد۲۴  نوشت: تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر و پاکستان هنوز به توافقی برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا نرسیده که شاهد اظهارات تند و هشدارآمیز دوباره از سوی دونالد ترامپ هستیم. او که تا دیروز آتش بس را بی‌فایده می‌خواند، حالا صراحتا می‌گوید که مذاکره در کار نیست. اوضاع پیچیده‌تر از همیشه است؛ از یک سو ترامپ اصرار دارد که زمان پایان جنگ را او مشخص خواهد کرد، از سوی دیگر هم، مقام‌های ایرانی می‌گویند پیشنهادهای مطرح‌شده خواسته‌های تهران را تأمین نمی‌کند و نیروهای مسلح کشور برای دفاع آماده‌اند. هم‌زمان، انتخابات اسرائیل به عنوان یکی از موئلفه‌های اثرگذار بر بحران جاری به رقم پیشتازی حزب لیکود و نتانیاهو، هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است.

پیشنهاد قطر؛ آخرین فرصت دیپلماسی یا تکرار اختلاف‌های قدیمی؟

مهم‌ترین تحول دیپلماتیک اخیر، پیشنهاد قطر است که خبرگزاری رویترز از آن گزارش می‌دهد. این خبرگزاری در گزارشی به قلم اندرو میلز و پریسا حافظی نوشت که میانجی‌های قطری روز یکشنبه پیش‌نویس تازه‌ای را برای پایان دادن به جنگ هشت‌ماهه ایران، آمریکا و اسرائیل به تهران ارائه کرده‌اند. به گفته یک مقام آگاه از مذاکرات که ایرانی نبوده است، تهران در حال بررسی این پیشنهاد بود و انتظار می‌رفت پاسخ خود را تا پایان هفته اعلام کند.

بر اساس این گزارش، طرح قطر یک بازه هفت‌روزه را برای رسیدگی به نگرانی‌های دو طرف در نظر گرفته و شامل اقدام‌های اعتمادساز روزانه از سوی تهران و واشنگتن است. اجرای این روند می‌تواند از اوایل هفته آینده آغاز شود و چند کشور نیز نقش تضمین‌کننده توافق را برعهده بگیرند. با این حال، رویترز تأکید کرده که جزئیات کامل طرح جدید روشن نیست و مقام ایرانی حاضر در مذاکرات، روایت متفاوتی ارائه کرده است.

یک مقام ارشد ایرانی نیز در گفت‌وگو با رویترز گفت قطر صرفاً «ایده‌های غیرقابل قبول» مطرح کرده و پیشنهاد مشخصی برای توافق ارائه نداده است. او همچنین تأکید کرد که تهران در موضوع هسته‌ای انعطاف نشان نخواهد داد. این اختلاف در روایت‌ها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد حتی درباره ماهیت پیشنهاد تازه نیز توافقی وجود ندارد و نمی‌توان صرف انتشار خبر میانجی‌گری را نشانه نزدیک شدن پایان جنگ دانست.

ترامپ: زمان پایان جنگ دست من است؛ اما حمله تازه منتفی نیست

در سوی آمریکایی، اظهارات ترامپ همچنان دو پیام هم‌زمان دارد. او از موضع برتر نظامی و اقتصادی آمریکا سخن می‌گوید، اما گزینه ادامه جنگ را نیز کنار نمی‌گذارد. رئیس‌جمهور آمریکا روز چهارشنبه در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حملات بیشتر پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره گفت: «نمی‌توانم این را به شما بگویم، اما هر چیزی ممکن است.» او همچنین درباره جنگ با ایران گفت: «فقط مسئله این است که چه زمانی می‌خواهم به آن پایان بدهم.»

ترامپ در ادامه مدعی شد که آمریکا توان نظامی ایران و منابع مالی آن را به‌شدت تضعیف کرده است. او در همین اظهارات رقم تورم ایران را نیز ۳۰۱ درصد اعلام کرد. ترامپ با این ادبیات تلاش می‌کند چنین تصویری ارائه دهد که ادامه مقاومت برای تهران پرهزینه است و در نهایت ایران ناچار به پذیرش توافق خواهد شد.

رئیس جمهور آمریکا در عین حال تاکید کرده که مذاکره با ایران در کار نیست و خبر آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران نیز دروغ است.

حمله شدید پس از انتخابات آمریکا؟

در میان گزارش‌های امروز، مطلب تازه وال‌استریت ژورنال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا برخلاف اظهارات سیاسی، به نشانه‌های عملیاتی و آمادگی نظامی می‌پردازد. این روزنامه گزارش داد که آمریکا به چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس هشدار داده است برای احتمال آغاز یک عملیات نظامی کوتاه، اما شدید علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آماده باشند.

وال‌استریت ژورنال به نقل از افرادی که از این گفت‌وگوها مطلع شده‌اند، از انتقال یک سامانه پدافندی پاتریوت از تگزاس به اسرائیل، جابه‌جایی نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های آسیب‌پذیر منطقه، تجدید ذخایر مهمات و آماده‌سازی هواپیماهای جنگی و بمب‌افکن‌ها خبر داده است. بر اساس این گزارش، گزینه‌های نظامی آمریکا و اسرائیل برای دور تازه حملات در حال بررسی است و زیرساخت‌های ایران، تأسیسات هسته‌ای و توان موشکی و پهپادی کشور می‌توانند در میان اهداف احتمالی باشند.

وال‌استریت ژورنال تصریح کرده که ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است. کاخ سفید نیز از اظهارنظر درباره طرح‌های حساس نظامی خودداری کرده و گفته است رئیس‌جمهور همه گزینه‌ها را برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باز نگه می‌دارد.

اهمیت این گزارش به خاطر در کنار هم قرار گرفتن چند نشانه است؛ هشدار به کشورهای منطقه، تقویت پدافند اسرائیل، جابه‌جایی نیروها و تدارکات نظامی و هم‌زمان ادامه فشار اقتصادی بر تهران. این مجموعه، احتمال عملیات تازه را جدی می‌کند، اما هنوز برای تعیین زمان دقیق حمله یا قطعی دانستن آن کافی نیست.

نتانیاهو شکست خورد یا همچنان می‌تواند جنگ را پیش ببرد؟

نتیجه انتخابات پارلمانی اسرائیل نیز به یکی از متغیرهای مهم در محاسبات جنگ تبدیل شده است. برخلاف تصور اولیه‌ای که از نظرسنجی‌های پای صندوق رأی شکل گرفته بود، شمارش آرا به سود ائتلاف بنیامین نتانیاهو تغییر کرد؛ با این حال، او هنوز اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به دست نیاورده است.

با شمارش نزدیک به ۸۶ درصد آرا، (تا لحظه تنظیم این گزارش) ائتلاف احزاب راست‌گرا، راست افراطی و مذهبی حامی نتانیاهو ۵۳ کرسی را به دست آورده و ائتلاف رقیب به رهبری گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی دارد. احزاب عرب نیز در مجموع در مسیر کسب ۱۹ کرسی قرار گرفته‌اند. برای دستیابی به اکثریت در کنست ۱۲۰ عضوی اسرائیل، ۶۱ کرسی لازم است. در نتیجه، نه نتانیاهو و نه رقیب اصلی او هنوز مسیر ساده‌ای برای تشکیل دولت ندارند.

گفتنی است، نتانیاهو پس از اعلام نتایج اولیه، خواستار تشکیل یک دولت ملی قدرتمند و راست‌گرا شد و از آنچه فرصت تاریخی برای مقابله با تهدید ایران خواند، سخن گفت. او احتمال اقدام نظامی مشترک دوباره با ترامپ را مطرح کرد و مدعی شد که دو کشور فرصت دارند آنچه را تهدید ایران می‌نامند، «یک‌بار برای همیشه» از میان بردارند. ترامپ نیز پیش از انتخابات از رأی‌دهندگان اسرائیلی خواسته بود نتانیاهو را در قدرت نگه دارند تا به تعبیر او، کار ایران را تمام کنند.

این اظهارات نشان می‌دهد که پرونده ایران همچنان بخشی از دستور کار امنیتی و سیاسی نتانیاهو است. با این حال، بن‌بست انتخاباتی می‌تواند دو اثر متفاوت داشته باشد. از یک طرف، نتانیاهو ممکن است برای تثبیت جایگاه خود، نشان دادن دستاوردهای امنیتی و حفظ حمایت جریان راست، بر ادامه فشار نظامی تأکید کند. از طرف دیگر، نداشتن اکثریت پارلمانی و دشواری تشکیل دولت می‌تواند محدودیت‌های سیاسی و هزینه‌های تصمیم‌گیری را افزایش دهد.

نکته مهم‌تر آن است که دولت موقت اسرائیل لزوماً از اختیار اقدام نظامی محروم نیست. رویترز به نقل از کارشناسان حقوقی اسرائیل نوشته است که دولت موقت از نظر رسمی اختیارات گسترده‌ای دارد، هرچند در برخی حوزه‌ها باید خویشتن‌داری بیشتری نشان دهد. به این ترتیب، بن‌بست سیاسی به‌خودی‌خود مانع حمله احتمالی به ایران نیست.

هرمز و گسترش بحران؛ هزینه جنگ از مرزهای ایران فراتر رفته است

درگیری دیگر صرفاً به ایران و اسرائیل محدود نیست. رویترز در گزارش امروز خود نوشت که جنگ به مسیرهای کشتیرانی و بازار انرژی ضربه زده و در هفته‌های اخیر با افزایش حملات حوثی‌های همسو با ایران به عربستان سعودی، جبهه تازه‌ای نیز شکل گرفته است. این خبرگزاری گزارش داد که قیمت نفت روز چهارشنبه پس از حمله حوثی‌ها به پالایشگاه رأس تنوره عربستان، بیش از یک درصد افزایش یافت و از ۱۱۵ دلار در هر بشکه عبور کرد.

این تحول اهمیت تنگه هرمز را بیش از پیش برجسته می‌کند. پیش از جنگ، حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور می‌کرد. هرگونه اختلال طولانی در عبور و مرور کشتی‌ها می‌تواند هزینه انرژی و حمل‌ونقل را افزایش دهد و فشار اقتصادی را از کشورهای درگیر به دیگر اقتصادهای جهان منتقل کند. در کنار هرمز، تهدیدهای مرتبط با دریای سرخ و تنگه باب‌المندب نیز نشان می‌دهد که بحران امکان گسترش به چند مسیر حیاتی تجارت جهانی را دارد.

نه توافق نزدیک قطعی است، نه حمله تازه اجتناب‌ناپذیر

مجموع تحولات ۲۴ ساعت گذشته تصویر روشنی از یک وضعیت پرخطر و مبهم را پیش روی ما قرار می‌دهد. قطر طرح تازه‌ای را مطرح کرده و یک منبع آگاه از انتظار برای پاسخ تهران تا پایان هفته خبر داده است؛ در مقابل، مقام ایرانی گفته است پیشنهادهای مطرح‌شده هنوز قابل قبول نیستند. ترامپ هم‌زمان با تأکید بر برتری آمریکا، امکان حمله پس از انتخابات میان‌دوره‌ای را منتفی ندانسته و گزارش وال‌استریت ژورنال از آمادگی‌های نظامی، احتمال ازسرگیری عملیات را جدی‌تر کرده است.

در اسرائیل نیز نتیجه انتخابات به جای حل بحران سیاسی، دوره تازه‌ای از چانه‌زنی را آغاز کرده است. نتانیاهو از نظر انتخاباتی عملکرد بهتری از پیش‌بینی‌های اولیه داشته، اما هنوز اکثریت پارلمانی را در اختیار ندارد. او با این حال می‌تواند همچنان در مقام نخست‌وزیر موقت بر تصمیم‌های امنیتی اثر بگذارد و اظهاراتش درباره اقدام مشترک با آمریکا نشان می‌دهد که پرونده ایران در دستور کار او باقی مانده است.

در چنین شرایطی خطر اصلی برای ایران و منطقه، نه فقط احتمال حمله درروزها یا هفته‌های آینده، بلکه شکل‌گیری چرخه‌ای است که در آن هر شکست دیپلماتیک به تقویت گزینه نظامی منجر شود و هر حمله تازه، دستیابی به توافق را دشوارتر کند. در این وضعیت، اعلام آمادگی برای جنگ و باز نگه داشتن کانال‌های دیپلماسی لزوماً متناقض نیست؛ اما اگر هیچ‌یک از طرفین حاضر به تغییر محاسبات خود نباشد، فاصله میان تهدید و اقدام کوتاه‌تر خواهد ش

 

آیا این خبر مفید بود؟
ارسال نظر