سریال مو به مو

دانلود قسمت 9 سریال مو به مو | چه بلایی سر ایلیا آمده است ؟

دانلود قسمت 9 سریال مو به مو به همراه بیوگرافی کامل و خلاصه داستان؛ معرفی سریال مو به مو را در گزارش رستا نیوز بخوانید.

دانلود قسمت 9 سریال مو به مو | چه بلایی سر ایلیا آمده است ؟
پایگاه خبری تحلیلی رستانیوز:

مو به مو به کارگردانی پرویز شهبازی سریالی دیگر از پلتفرم تازه تاسیس شیداست که برخلاف سریال‌های دیگر شبکه نمایش خانگی روایتی متفاوت دارد. شهبازی در اولین تجربه سریال‌سازی‌ خود درست مانند فیلم‌های سینمایی‌اش سراغ طبقه متوسط رفته و سقوط و فروپاشی‌اش را به تصویر می‌کشد. بنابراین برخلاف سریال‌های حال حاضر، «مو به مو» با قتل، خیانت، طبقه خیلی ثروتمند یا خیلی فقیر، یا غافلگیری‌‌های عجیب و غریب سعی در نگه داشتن مخاطب نمی‌کند بلکه تصویری مو به مو و دقیق از فرسایش طبقه متوسط می‌سازد و به زیست جامعه ایرانی نزدیک می‌شود.

نگاهی به آثار شهبازی و رد پای آن در مو به مو

شهبازی برخلاف اکثر فیلمسازان ایرانی در آثارش همیشه سراغ طبقه متوسط رفته و فرسایش تدریجی آن‌ها و دست و پا زدن اخلاق را زیر فشار اقتصاد به تصویر می‌کشد. آثار او تلخ، اجتماعی و از دل واقعیت‌های اقتصادی جامعه است و می‌توان گفت که فیلم‌هایش هرچند تکراری نیستند اما جهان شبیه به همی دارند. بنابراین اگر با فیلم‌های «طلا»، «مالاریا»، «رکسانا» و «دربند» ارتباط برقرار کردید «مو به مو» هم در همان اتمسفر داستان دیگری برای شما تعریف خواهد کرد.

سقوط آرام یک مرد معمولی

داستان «مو به مو» بر پایه سقوط مردی به نام منصور به عنوان نماینده طبقه متوسط بنا شده است که درگیر بدهی، حضانت فرزند، انتظارات خانواده، ترس از بی‌اعتبار شدن، امید برای بهبود و کمالگرایی شده و به سمت انتخاب‌هایی می‌رود که باعث می‌شود قدم به قدم همه چیز را از دست بدهد. هرچند ریتم روایت (به خصوص در قسمت اول) کند است اما این برای سریالی که می‌خواهد با مخاطب صادق باشد حسن محسوب می‌شود تا نشان دهد در زندگی واقعی هیچ چیز ناگهان اتفاق نمی‌افتد. منصور شخصیتی خاکستری دارد، نه خلافکار است و نه قربانی و نه آدم خوب. او کسی است که با وجود همه شکست‌ها هنوز خود را بازنده نمی‌داند اما تلاشش برای موفقیت بیشتر شبیه دویدن روی تردمیلی است که به تدریج او را فرسوده کرده و از پای درمی‌آورد. 

منصور که قبلا از همسر اول خود جدا شده است و حضانت پسرش با اوست، در قسمت دوم همسر دومش نیز ترکش می‌کند و منصور دوباره تنها می‌ماند و این اتفاق او را به فروپاشی عمیق‌تری نزدیک می‌کند. این ترک کردن‌ها نه صرفا شکست‌های شخصی که بازتابی از بی‌ثباتی مردی است که زیر بار فشار و فرسودگی مالی و روانی توان نگه داشتن هیچ رابطه‌ای را ندارد و شهبازی به زیبایی تنهایی او را با وجود اینکه همسر و یک منشی دلسوز دارد به تصویر می‌کشد. 

دوربین تماشاگر

یکی از ویژگی‌های «مو به مو» و البته اکثر کارهای شهبازی این است که در آثارش پیام بر داستان پیشی نمی‌گیرد. دوربین شهبازی صرفا تماشاکننده است و سعی ندارد شخصیت‌ها را قضاوت کرده و یا از آن‌ها دفاع کند. شهبازی خوب و بد کاراکترهایش را بدون فیلتر به نمایش می‌گذارد. این موضوع در مواجهه با منصور صادقانه تر شده است. فیلمساز نه سعی دارد همدلی اجباری بیننده را جلب کند و نه او را به سمت نفرت هدایت می‌کند و نه تصمیم‌هایش را توجیه یا حتی محکوم می‌کند بلکه فقط نگاه می‌کند و اجازه می‌دهد داستان و واکنش‌ها خودشان حرف بزنند و همین بی‌طرفی باعث می‌شود مخاطب خود شخصیت را قضاوت کند و همین موضوع تماشاگر را از انفعال درآورده و او را به فکر وادار می‌کند: اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟ 

به عنوان سخن آخر «مو به مو» برخلاف انبوه سریال‌های نمایش خانگی که با خانه‌های لوکس، روابط غیرمعمول و بحران‌های عجیب و نمایشی مخاطب را سرگرم می‌کنند دوربین را به سمت زندگی مردم عادی گردانده و داستان طبقه متوسط و رنج و دوام آوردن آن‌ها را به تصویر می‌کشد و به جای هیجان‌های مصنوعی با صداقت تلخ خود جزئیات زندگی‌های عادی را به تصویر می‌کشد. اتفاقی که با سریال «در امتداد شب» افتاده بود و حال با «مو به مو» ادامه پیدا کرده است. 

دانلود قسمت 9 سریال «مو به مو»

قسمت اول این سریال از ۳ دی ۱۴۰۴ در پلتفرم‌های رسمی نمایش خانگی منتشر شده و از طریق سرویس‌های قانونی قابل تماشا و دانلود است.

تماشای آنلاین قسمت 9 سریال مو به مو در شیدا 

مو به مو
در قسمت هشتم سریال مو به مو چه گذشت؟

 

منصور به پول رسید اما مشکلاتش حل نشد. از آنجا که با پدر آناهیتا درباره رها صحبت کرده بود و به او گفته بود اجازه ندهد با آناهیتا ارتباط داشته باشد، پدر آناهیتا با رها مخالفت کرد. از طرفی چون از منصور پول قرض کرده بود به او احساس دین می‌کرد. آناهیتا عصبانی وارد دفتر شد و پاسپورتش را منصور داد و به او گفت پدر و مادرش به خاطر رها دعوایشان شده و پدرش خودش را چاقو زده است. آناهیتا به منصور گفت پدرش بابت پولی که قرض گرفته احساس می‌کند به منصور بدهکار است. منصور به بیمارستان می‌رود اما مادر آناهیتا او را تحویل نمی‌گیرد. منصور تمام هزینه بیمارستان را پرداخت می‌کند و در راهرو بیمارستان رها را می‌بیند. او با رها صحبت می‌کند که دست از سر آناهیتا بردارد و در عوض پول بگیرد و دیگر جواب تلفن آناهیتا را ندهد. رها قبول می‌کند. وقتی آناهیتا و منصور از بیمارستان برمی‌گشتند آناهیتا با رها تماس گرفت اما او جواب نداد. منصور به آناهیتا گفت که رها از او پول گرفته است تا دیگر با او کاری نداشته باشد. اما اول باور نکرد اما در نهایت منصور او را توجیه کرد. 

منصور به خانه رفت تا پاسپورت‌ها را بردارد برای تمام کردن کارهای ویزا اما پاسپورت ایلیا پسرش گم شده بود. او شنود خانه را گوش کرد و متوجه شد که یک نفر که کلید دارد وارد خانه شده و پاسپورت ایلیا را برداشته است. به صدف شک کرد و او را تهدید کرد که شکایت می‌کند. روز بعد به آناهیتا پیام داد که به مدرسه دنبال ایلیا برود و خود منصور رفت بیمارستان ملاقات پسر آناهیتا. اما آناهیتا جواب هیچکدام از تماس‌ها و پیام‌های منصور را نداد.  
در میان این اتفاقات، پسر منصور گم شد. از مدرسه با او تماس گرفتند و اطلاع دادند که ایلیا گم شده است. وقتی منصور به مدرسه رسید آناهیتا هم آنجا بود و گفت وقتی دنبال ایلیا آمده او را ندیده است. صدف هم آنجا بود و در کوچه‌های اطراف مدرسه دنبال ایلیا می‌گشت. پلیس فیلم دوربین مدار بسته مدرسه را تحویل گرفت که بررسی کند. منصور به پلیس گفت که صدف و پسری به اسم رها شک دارد و رها از او اخاذی کرده است. 

پلیس به آموزشگاه رها می‌رود و همه جا را بررسی می‌کند اما چیزی پیدا نمی‌کند. رها و پدرش در همان آموزشگاه زندگی می‌کنند و پدر رها به او گفت اگر پلیس برای چیزی که قایم کردی آمده است تحویل بده. پلیس متوجه شد که رها چیزی را پنهان کرده بود؛ پاسپورت ایلیا.

آیا این خبر مفید بود؟
ارسال نظر