مردهزارچهره بندرعباسی را بشناسید+عکس

جوان بندرعباسی با خلق 600 شخصیت جالب با چهره های گوناگون که اتفاقا خودش نقش آنها را ایفا کرده است یک پیام دارد"می خواهم یوسف پیام آور صلح و دوستی باشم، آرزویم بزرگ است،پرچمم سفید و پیامم صلح جهانی ".

پایگاه خبری تحلیلی رستانیوز:

جعفر پاکزاد- موهای فرفری ، پوستی تیره ،لهجه شیرین بندرعباسی. او همه نمادهای یک  جوان  خون گرم و بامزه جنوب کشور را  دارد. شوخ طبع است و سرشار از زندگی.چندسال پیش بود که وقتی یک ایده جالب به ذهنش خطور کرد دست روی دست نگذاشت و کار را آغاز کرد.

حالا پس از گذشت چندسال از آن لحظه ای که آن فکر به ذهنش خطور کرد می گذرد و توانسته با سختی های زیادی که پیش رویش قرار داشت خود را در قالب 600 شخصیت گریم کرد و مقابل لنز دوربین قرار گرفت.

با این همه شخصیتی که او در قالب آنها قرار گرفته است می توانیم به یوسف جلال زاده این عکاس جوان بندرعباسی لقب مردهزاره چهره بدهیم. 

در میان 600 عکسی که او به تصویر کشیده است یوسف را با چهره هایی مختلفی می بینید.از عکس بچه گرفته تا پیرمرد از زن گرفته تا مرد از کرد گرفته تا لر.

جلال زاده درگفت و گوبا خبرنگار رکنا می گوید: شروع مجموعه مرد هزار چهره به سال ۸۷ با شخصیت پزشک هندی بر می گردد. این را باید بگویم که شخصیت ها و چگونگی پرداختن به آنها از قبل در ذهنم بود که نخستین شخصیت به دلیل اینکه نزدیک به محل کارم بود و برخورد زیادی با آن داشتم ساخته و پرتره آن گرفته شد.

این جوان بندرعباسی افزود: از سال ۸۷ با شخصیت پزشک مجموعه  مرد هزارچهره  شروع کردم ، من در عکاسی کار می کردم که طبقه های بالای آن مطب پزشکان بود از آنجا که می خواستم حس خوب بگیرم با کمک وحید پسر نگهبان ساختمان روپوش یکی از پزشکان برای چند ساعت امانت گرفتم و آن شخصیت خیالی ذهنم که شب ها درگیرم کرده بود رو به تصویر واقعی در بیاورم و این بود شروع حرکت ذهنی و تخیلات درونی من. خلاصه اینکه نیت من از این عکس ها ، یادآوری صلح و دوستی است برای تمام مردم.به امید آن روزی که شرکت های سلاح جنگی تبدیل به موزه شود و نام جنگ از ذهن و زبان بشر حذف شود.

یک خاطره جالب از مرد هزار چهره

یوسف خاطرات زیادی برای تعریف کردن دارد، یکی از بامزه ترین خاطرات عکاس بندرعباسی به تهیه کردن یک لباس ژاندارمری برای عکاسی بود.

یوسف می گوید: شنیده بودم در یکی از روستاهای اطراف شهربندرعباس پیرمردی است که با زنشسته ژاندارمری است. شنیده بودم که او لباس های نظامی اش را در این مدت نگه داشته است. آدرس پیرمرد را به دست آوردم و به خانه اش رفتم. از او خواستم تا لباس هایش را برای گرفتن عکس به من قرض بدهد اما پیرمرد یک دنده بود و به هیچ عنوان راضی نمی شد. یک ساعت با او صحبت کردم اما هیچ فایده ای نداشت. کیلومترها راه طی کرده بودم تا به پیرمرد برسم به همین خاطر نمی توانستم دست خالی برگردم. برای اینکه ثابت کنم در کارم مصمم هستم با بعدازظهر مقابل خانه اش نشستم . بعدازظهر وقتی پیرمرد مرا آنجا دید دلش برایم سوخت و لباس را قرض داد.اما گفت باید همینجا مقابل خانه خودم عکس را بگیری و دوباره لباس ها را تحویل بدهی. این عکس یکی از بهترین عکس هایی است که گرفته ام.

نمایشگاه های داخلی و خارجی

یوسف جلال زاده نمایشگاه های زیادی  در داخل و خارج از کشور برپا کرده است. او دراین باره می گوید:  اولین نمایشگاه  عکس هایم در جزیره قشم برگزار شد. تصمیمم را جدی گرفتم تا شخصیت های بیشتر و جدی تری خلق و ثبت کنم و برای نمایش و رساندن پیام صلح نمایشگاه برگزار کنم ، با مطالعه تاریخ ایران به این نکته پی بردم که ایران در طول تاریخ همیشه سفیران صلح و دوستی بوده اند برای همین تصمیم گرفتم که از بازرگانان که نخستین این سفیران بودند آغاز کنم اولین نمایشگاهم را  در جزیره زیبای قشم و در کنار دریای خلیج فارس برگزار کردم به این نیت که دریای پارس مسیر رفت و آمد ناخداهای و بازرگانان بود که همانند سفیر صلح پیام رسان به جهان بودند، بعد از قشم برای انرژی گرفتن از مردم ایران نمایشگاهم را  در بندرعباس، مشهد، اصفهان، کرمان، بندر کنگ، برگزار کردم که درهمین مسیر مورد استقبال یونسکو قرار گرفت و در سال ۱۳۹۵ در کاخ سعدآباد با همکاری یونسکو و مدیریت کاخ سعدآباد برگزار کردم که مورد استقبال مردم ، سفارت خانه های خارجی و نمایندگان مجلس وطن قرار گرفت.

یوسف می گوید: تا کنون دو نمایشگاه در کشور ترکیه برگزار کردم با همکاری سفارت و کنسولگری ایران در شهر طرابوزان و آنکارا با استقبال مردم و تقاضای آنها برای سومین نمایشگاه در شهر استانبول بودم که کرونای ناشناخته آمد و دنیا رو در قرنطینه خانگی قرار داد. ارائه این مجموعه و برپایی نمایشگاه در سازمان ملل که تمامی دنیا در آن نمایندگانی دارند و بسیاری از تصمیمات در آن گرفته می شود بزرگترین هدف من در راه ارائه آثار و رساندن پیام صلح  و دوستی است.

 

مردهزارچهره
مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره مردهزارچهره

ارسال نظر